X
تبلیغات
خاطرات بامزه ی من

خاطرات بامزه ی من

خاطرات بامزه از زبون یه دختر

سلامی دوباره...............!

سیییییییییییییییییییییلام به همگی.....!

ببخشید که اینقدر دیر اومدم!

تا اولای آذر اینترنت نداشتم.

بعدم که امتحانا.....

خلاصه عذر می خواهیم!!!

بگذریم....

فعلا سرم به دو تا سریال توپ گرمه

عشق ممنوع و ایزل

جفتش قشنگه!!

.

.

.

جدیدا افتادم تو کار پ ن پ!!!

چند وقت پیشا داشتیم آهنگ یه باد خنک از گروه 25 باند رو می دیدیم.

پسر عمم گفت اینا یه زن و شوهر مشهدین.

بابام گفت اینا اونور آبین،نه؟

منم گفتم پ ن پ!اینا الان مشهدن؛اگه هم دقت کنی اون پشت حرم  امام رضا رو می بینی!!!


امروز داشتم با دیتا شو کنفرانس می دادم،دوستم گفت رو فلش ریختی؟

گفتم پ ن پ! کیس کامپیوترمو آوردم!!


بازم چیزای باحال گفتم ولی الان تو ذهنم نیس

اگه یادم اومد می گم


راسی روز ولنتاینتون مبارک

جالب اینجاس که روز تولد مامانم روز ولنتاینه!!


الان که دارم مینویسم همزمان ایزل رو هم میبینم.

همین الان داداش ایزل که اسمش مرت بود مرد!

آخی.......

بیچاره ایزل

سریال الان تموم شد!!

راسی اونایی که ایزل و عشق ممنوع رو میبینن نظرشون رو راجع به این دوتا سریال بگن

ممنون

دیگر عرضی نیست

تا درودی دیگر بدرود



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط یلدا  | 

غیبت غیر مجاز......!

سیلام به همه دوستای گلم...

شرمنده اخلاقتونم به خدا....دارم میمیرم از شرمندگی...........................

نمیدونین با چه زجری دارم تایپ میکنم....

(نه دیگه این یکی دلیلش به خاطر ننوشتنم نیس!)

این کامنتو دارم با لپ تاپ تایپ میکنم.لپ تاپم هم روی کلیداش فارسی نداره........!!!!!

وای خدا!!!

پدرم داره در میاد!!!

بگذریم.....اکشال نداله......

اتفاق خاصی واسم  نیوفتاد ....

پس بیائید با هم نقد کنیم....

چیو؟.....

برنامه های تلویزیونو؟....

پ ن پ چک های بابامو...!

خیلی بی مزه بود نه؟

میدونم......

ماه عسل خیییییییییییییییییییییییییلی خوب بود.....

من که دلم واسه برنامش و اجرای خیلی خوب مجریش دلم تنگیده.......

من امسال ماه رمضون با دیدن ماه عسل خیلی تغییر کردم......

واقعا اجرای احسان علیخانی خوبه...

همه قسمتاش خوب بود

ولی اون شبی که خانواده مرتضی رو آورده بودن (پسری که قلبشو اهدا کرده بود)خیلی خوب بود....

من که گریم گرفت.....

احسان علیخانی هم داشت گریه میکرد.....

من آهنگ پیشوازم ماه عسلیه :آهنگ مهدی یراحی ( هر جای دنیایی دلم اونجاست)

زنگ موبایلم هم ماه عسلیه!:حس میکنم تورو با صدای مهددی یغمایی

.

.

.

 

بریم سر نیمروز!

خیلی باحاله!مخصوصا اجرای مجریش که هم استانی خودمه!کاشانیه...

بسه واسه امروز!

خسته شدم....

راسی سوال امروز:

نظر شما راجع به ماه عسل و برنامه نیمروز؟

تا آپ بعدی بدرود.....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت   توسط یلدا  | 

رمان.....

سلام به همه

ببخشید که اینقدر دیر آپیدم!

آخه...

مامانم کربلا بود و من و داداشم رفته بودیم خونه مادرجونم!

خلاصه شرمنده اخلاقتونم....

یه رمان خیلی جالب خوندم به نام همخونه

خیلی جالب بود

عاشقش شدم

راستی

نماز و روزه هاتون قبول باشه

دیگه چیزی ندارم که راجع بش بحرفم

سوال هفته:

نظرتون راجع به رمان و اسم رمان مورد علاقتون

ببخشید که این پستم اسمایلی نداشت

آخه این پستو 3 بار تا حالانوشتمو وسطش کامپیوترم قفل میکرد

منم دیگه حوصله ی اسمایلی گذاشتنو نداشتم

پس تا پست بعدی بدرود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت   توسط یلدا  | 

چی بگم والا......

سلام به همه.....

امیدوارم که حالتون خوب باشه!!!

هرچی سعی کردم که خود روز تولدم یه پست داشته باشم نشد،ولی حالا دارم یه پست میفرستم

از وقتی خبر اومدن گلزارو شنیدم،خیلیا بم پیشنهاد کردن که بریم ببینیمشالبته این اسمایلی کاملا برعکسه!!

ولی من از این جلف بازی ها خوشم نمیاد!

چیه بابا.......اییییییییش

خودتو کوچیک کنی واسه کسی که شاید محلت هم نذاره.....

من که از این جلف بازیا خوشم نمیاد....

شما چی؟

بریم چیکار کنیم آخه؟بریم سرود بخونیم؟

بریم برقصیم براش؟

کلفتیشو بکنیم؟(عمرا!)

با یه شمع و گل بریم پیشش بگیم:آآآآآه خدای من!پروانه ام گمشده بود،که ناگاه تورا دیدم!!

نقاشیشو بکشیم وسط خیابون؟

عکس بگیریم ازش؟

بادکنک بش بدیم؟

براش ساز بزنیم؟

بریم باش دعوا کنیم؟

نه ......اینجوری نه!یه وقت خودمونو میزنیم ناقص میکنیم

.

.

خب.......دهن به دهن بشیم؟

دیگه نمیدونم چیکار کنیم...!!!

چی بگم والا........

من دیگه رفتم

بدرود


+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت   توسط یلدا  | 

تولد....!

درود به همه......

امروز 29 تیره...........

.

.

.

.

.

خب؟

فردا تولدمه دیگه!!!

اگه باورتون نمیشه برین به پروفایل......

فردا 15 سالم تموم میشه و میرم تو 16 سال!!

راسی شناسناممو جدید هم کردم!اینقده باحاله.......!

تازه کارت ملی هم تقاضا کردم

تو راهه .....

چند روز دیگه میاد

منتظرشم

یه خبر هم دارم مخصوص اصفهانیای باحال:

طبق خبرگذاری پسر عمم نیوز! محمدرضا گلزار به اصفهان اومده!

محل فیلمبرداریش هم مرداویجه!

خود اصفهانیا میدونن مرداویج کجاس.....

شماهایی که اصفهانی نیستین تعجب نکنین....

بهتره ندونین کجاس

.

.

.

اصرار نکنین دیگه

ندونین بهتره

.

.

.

خب باشه میگم

یه خیابونه!!!

خییییییییط!گفتم که ندونین بهتره!!!

چون در این صورت خیط میشین!!!

بچه ها من اومدم به وبلاگاتون ولی نمیدونم چرا دوباره واسه کامنت گذاشتن کد عددی نمیومد

منم بیخیال شدم

ولی به وب همتون سر زدم

دفه دیگه که اومدم اگه دوباره اینجوری واسمون قر نیومد!واستون نظر هم میزارم

دیگه........

راسی بهم تبریک نمیگین؟

زود باشین.....

تبریک بگین!

یه خبر دیگه:

هری پاتر 8 هم اومد!

هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2

خیلی باید باحال باشه

سوال این هفته:

نظرتون راجع به هری پاتر؟

حتما بگینا.....

تا آپ بعدی بدرود.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت   توسط یلدا  | 

رانندگی............

سلام به همه....

ببخشید که اینقدر دیر آپ کردم..

سرم یه خورده شلوغ بود.

بچه هایی که نظر داده بودید

اول:خیلی ممنون از نظراتتون

دوم:من امروز که اومدم تو نت نمیدونم کامپیوترم چش شده(یا بهتر بگم اینترنتم چش شده)و هرچی میخام جواب نظراتتونو بدم نمیشه

حتما دفعه دیگه اگه شد نظر میدم

اینو گفتم که ازم دلخور نشین.

و حالا ادامه داستان....

.

.

.

.

.

.

.

چیه؟

.

.

.

فکر کردی همینجوری داستانو میذارم کف دستت؟

نه خیر

شرط داره

شرطش اینه که رای و نظر بدین.....

تورو جون مادرتون شرطو قبول کنین

اگه قبول کردین برین ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت   توسط یلدا  | 

دلهره......!

سلام به همگی

همون طور که میدونین سه شنبه این هفته کلاس گیتار و دوشنبه کلاس زبانم شروع میشه!

ولی نمیدونم چم شده ؟یه کمی دلهره دارم!دفه اوله که اینجوری میشم!

راسی من به کلی یادم رفت یه خاطره هاموبراتون بگم.

جمعه بعد از روز پدر بود که ما رفته بودیم خونه عمع بزرگم توی ویلاشهر(یه شهر نزدیک اصفهان)من نمیدونم واسه چی اینا این همه جارو ول کردنو رفتن اونجا!

به هر حال.....

همه دورهم نشسته بودیم که من یه فکری به سرم زد!.....

برای باقیش برو ادامه مطلب جون مادرت!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت   توسط یلدا  |